saeedlimu

  • ۰
  • ۰

qpqcEkWKUCm


کلیک کنید صدها پا از گهواره چاندلر، به خصوص اگر پوست آنها از یک کیسه کاغذ قهوه ای تیره تر بود؛ و اخیرا علاوه بر معشوق و دو زیست شناس دریایی تمام وقت، همسر و همسر تیم، که برای سالانه 90،000 دلار، این کابوس را از یک حوضچه را به لحاظ زیست محیطی متعادل نگه داشت. و سپس، از البته، جرج کمپبل، راننده لیمو زغال چوبی من بود که از همه مردم سفید پوست نفرت داشت، از جمله من. با این حال، با تمام این افراد در Chez بلورف کار می کرد، این واقعیت را تغییر نداد که در حال حاضر من همه بودم به تنهایی، خیساندن مرطوب و سفت به عنوان جهنم، به دست همسر دوم بور من، همه چیز مشتاق. من برای چیزی که خودم را خاموش می کنم اطرافم را نگاه کردم. من یکی از بیلدهای آبشارهای سفید را گرفتم ابریشم چینی و سعی کردم خودم را پاک کنم مسیح! کمی کمک نکرد. ظاهرا ابریشم درمان شده است با نوعی ضد آب، و همه این ها، آب را از اینجا به آنجا هل دادند. پشت سرم نگاه کردم من یک بالش این از پنبه مصری ساخته شده است. احتمالا سه میلیون تعداد موضوع. مواظب باش هزینه یک ثروت از پول من! من کلاه کاسه را از بالش گوزن پر شده در داخل برداشتم و شروع به پاک کردن خودم کردم Ahhh، پنبه مصری خوب و نرم بود. و چنین فوق العاده ای جذب! روح من برداشته شد من به سمت همسرم از تخت رفتم تا از نقطه مرطوب بیرون بروم. من می توانم جلوی آن را بگیرم سر من و بازگشت به حباب گرم رویای من. من به ونیز برگشتم من عمیق کشیدم نفس ... آه، گه! بوی دوشس در همه جا بود! همه یک بار من احساس خونم را به عجله به من لاین ها مسیح - او یک حیوان کوچولو خشن بود، دوشس، با کمی عطر وحشتناک! اکنون هیچ گزینه ای وجود ندارد حرکت کردن برای همه بهتر بود، به هر حال. بعد از همه، قدرت دوشس بر من آغاز شد و به پایان رسید زیر کمر من من در حال انجام یک کمی آرامش بخش بود، زمانی که من شنیدم دست انداز در درب. "این چه کسی است؟" پرسیدم، در یک صدای بلند به اندازه کافی بلند می شود تا از طریق درب پناهگاه بمب نفوذ کند. Gwynne پاسخ داد: "من گاوین" Ahhh، Gwynne - با شگفت انگیز جنوب او! بنابراین آرامش بخش بود. در واقع، همه چیز در مورد گوانین آرامش بخش بود راه او پیش بینی هر نیاز من، راه او را به من مانند فرزند به من داد او و شوهرش ویلی هرگز قادر به درک نبودند. "بیا،" من به شدت جواب دادم درب پناهگاه بمب را با یک خرد شدن کوچک باز کرد. گینه گفت: "گوه مونین، خدای من!" او یک سینی نقره استرلینگ را نقاشی کرد. یک لیوان قهوه ای قهوه ای روشن و یک بطری از بایر وجود داشت آسپرین بر روی آن استراحت می کند. زیر دست بازویش چسبیده بود یک دستمال سفره ای سفید. "صبح بخیر، Gwynne. این صبح خوب تو چه احساسی هستی؟ »با فرمول خوشی اش پرسیدم "اوه، من خوبم ... من خوبم" Ahhhm fahyn ... Ahhhm fahyn! "خب، من می بینم که تو همسرت هستی سمت تخت، بنابراین من فقط به سمت راست حرکت می کنم و قهوه ی سرخ شده شما را به ارمغان می آورد. من همچنین آورده ام حوله نرم خوب برای شما برای پاک کردن خود را با. خانم بلورف به من گفت شما مقدار زیادی آب ریخته اید خودتان. " Un-fucking-قابل باور! مارتا استوارت دوباره حمله می کند همه در یک بار متوجه شدم که نعوظ من داشت با توجه به تمیز کردن ابریشم سفید ظاهر یک چادر سیرک گه! من با زانوهایم بالا رفتم سرعت یک جک تراپی.
  • ۹۷/۱۰/۰۶
  • saeed saeedi

نظرات (۱)

سلام.خوبی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی