کلیک کنید
3224/5000
Gwynne راه می رفت و سینی را روی میز شب عتیقه در کنار تخت دوشس گذاشت.
گویین گفت: "در اینجا، اجازه دهید من را خشک کن!" او گفت: "او خم شده و شروع به دویدن حوله سفید کرد
پیشانی من، مثل اینکه من یک نوزاد بودم
مقدس مسیح! این خانه سیرک لعنتی بود! منظورم این بود که اینجا بودم، در پشت من با تخت خوابیدن، با یک
در حالی که من پنجاه و پنج ساله خدمتکار سیاه و سفید بارور، که anachronism از یک
دوران گذشته، با سه قاشق چسبیده از چهره من، با چشمان من خم شد،
دلار Monogrammed Pratesi حوله حوله. مطمئنا، گینن حتی کوچکترین نگاه هم نکرد
سیاه و سفید آه، نه! این برای این خانوار بسیار مناسب است. گویین، در حقیقت، حتی سبکتر بود
از من. همانطور که من آن را داشتم، در جایی در درخت خانواده اش، شاید صد و پنجاه سال پیش،
هنگامی که دیکسی هنوز Dixie بود، مادربزرگ و مادربزرگ بزرگ او بزرگ شده بود که برده ی عشق محبت آمیز بود
برخی از صاحب مزرعه ثروتمند در جنوب گرجستان.
به هر حال، حداقل این نزدیکترین چشمانداز گویون گینین، خون را فرستاد
عجله از کمربندهای من و بازگشت به جایی که آن متعلق به، یعنی کانال های کبد و لنفاوی، که در آن
می تواند سم زدایی شود با این حال، چشم انداز وی از این که من بیش از من مانند این بود بیش از من می تواند تحمل،
بنابراین من مهربانی به او توضیح دادم که من توانستم پیشانی خودم را پاک کنم.
او برای این واقعیت کمی ناراحت شد اما همه او گفتند: "خوب،" که اوخخائی به نام "اوهخاکی" منتشر شد.
"آیا شما به آسپرین نیاز دارید؟" Daya نیاز به هزینه airrrsprin؟
سرم را تکان دادم "نه، من خوبم، گین. با این حال، متشکرم
"اوهخاکی، خوب، چطور برخی از قرص های سفید قرص را پشت سر گذاشتند؟" بی گناه خواند.
"آیا شما می خواهید به شما برخی از آنها را دریافت کنید؟"
مسیح! خدمتکار خودم پیشنهاد دادم که ساعتهای هفت و سی صبح را به من بفرستم! من چطور بودم
قرار بود آرام بماند؟ در هر کجا که بودم، مواد مخدر نزدیک بودند، بعد از من تعقیب شدند، من را صدا زدند
نام. و در هیچ کجا آن بدتر از من در شرکت کارگزاری من بود، جایی که تقریبا هر دارو قابل تصور است
جیب های سهامداران جوانم را برداشت.
با این حال، پشت من واقعا به من آسیب زد. من در معرض درد مداوم از آسیب دمدمی مزاجی که رخ داده بود
بلافاصله پس از اولین بار من دوسسس را دیدم. این سگ او بود که من را در این کاروانسراهای کوچک کمی از من انجام داد
مالتی، راکی، که بدون وقفه لرزید و به هیچ هدف مفید دیگری خدمت نمیکرد تا هرکدام را تحریک کند
انسان با او تماس گرفت من تلاش کرده بودم کمی زخم را از آن بیرون بیاورم
ساحل در انتهای یک روز هامپلتون تابستان، اما مریض کوچولو حاضر به اطاعت از من نشد. وقتی سعی کردم
او را میگیرد و در اطراف من محافظان را میگیرد، و من را مجبور میکند تا سعی کند او را بگیرد. این یادآور بود
راه Rocky Balboa در اطراف این مرغ چرب در Rocky II قبل از بازپخش بازی خود را تعقیب کرده بود
آپولو کید. اما بر خلاف راکی بلبو، که به سرعت به عنوان رعد و برق و در نهایت او برنده شد
من مجبور شدم یک دیسک را خراب کنم و به مدت دو هفته دوام بیاورم. از آن زمان به بعد دو بار پشت سر گذاشتم
جراحی، که هر دو درد را بدتر کرده بودند.
بنابراین Qialaludes به درد کمک کرد. و حتی اگر آنها این کار را نکنند، هنوز هم به عنوان یکی از آنها عمل می شود
بهانه ای عالی برای نگه داشتن آنها.
و من تنها کسی نبودم که این گوزن کوچک از یک سگ را نفرین کرد. هر کس، به استثنای
Send feedback
History
Saved
Community