saeedlimu

  • ۰
  • ۰

mYJMKyOGJU


کلیک کنید 3490/5000 یک بطری ویسین فوق العاده را بیرون آورد. گردنم را گردن گذاشتم و شش قطره در هر چشم گذاشتم، سه برابر شد دوز توصیه شده. در همان لحظات، یک فکر عجیب و غریب به مغز من وارد شد: یعنی چه مردی سوءاستفاده از Visine و، به همین دلیل، چرا شش بایر آسپیرین را گرفتم؟ این هیچ معنایی نداشت خب بالاخره، بر خلاف Ludes، کک، و Xanax، که در آن مزایای افزایش دوز به عنوان روز دشوار است، وجود دارد هیچ دلیلی معتبر برای تجویز دوز توصیه شده از ویسین و آسپرین نیست. با این حال، به طرز وحشیانه ای، این دقیقا همان چیزی بود که من زندگی خود را برای نشان دادن آمده بودم. همه چیز در مورد بیش از حد بود: در مورد عبور از خطوط ممنوعه، در مورد انجام کارهایی که فکر می کنید هرگز انجام نداده اید و به هم مرتبط نیستید با افرادی که حتی بیشتر از خودتان بودند، بنابراین شما احساس می کنید که بیشتر در مورد خودتان عادی است زندگی همه در یک زمان متوجه شدم که خودم را افسرده می کنم. من در مورد همسرم چکار میکردم؟ مسیح- آیا واقعا این بار این بار انجام شده؟ امروز صبح خیلی عصبانی شدم حالا او چه کاری انجام داد؟ من شگفت زده. اگر من مجبور بودم حدس بزنم، احتمالا او را به تلفن یکی از دوستان یا شاگردانش می انداخت یا هر چی فک می کردند او در جایی پایین طبقه بود، مروارید کامل حکمت را بیرون کشید به دوستان او که کمتر از حد کامل است، در امید واقعی که با کمی مربیگری او می تواند ساخته شود آنها را به عنوان کامل به عنوان او بود. Ahhh، این همسر من بود، درست است - Duchess خلیج لبه ریج! این دوشس و همه افراد وفادار او، آن جوانان Stratton، که به او مکیده بود به عنوان اگر او بود ملکه الیزابت یا چیزی کاملا تهوعآلود بود. با این حال، در دفاع از خود، دوشس نقش مهمی بازی کرد و او به خوبی بازی کرد. او فهمید احساس غرور و وفاداری که همه درگیر با استراتون اواکمونت احساس می کردند، و او جعل کرده بود روابط با همسران کارکنان کلیدی، که چیزهایی را ساخته اند که بسیار جامد هستند. بله، دوشس کوکی تیز بود. معمولا او صبح هنگام حمام رفتن به حمام آمد و آماده کار شد. او یک خبرنگار خوب بود، زمانی که او مشغول صحبت کردن نبود که من خودم را فراموش کنم. اما معمولا من داشتم آن را بر روی خودم آورد، بنابراین من واقعا نمیتوانستم او را سرزنش کنم. در واقع، من واقعا نمیتوانم وی را سرزنش کنم هر چی میتونی؟ به رغم همه چیز که مارتا استوارت تلخ است، او یک همسر خوب لعنتی بود. او باید گفت "من عاشقت هستم" صد بار در روز. و به عنوان روز پیشرفت او را در این اضافه کنید فشرده سازی کمیاب: من به شدت دوستت دارم! من عادت ندارم! ... و البته من مورد علاقه: من شما را به نقطه عجیب و غریب دوست دارم ... که من مناسب ترین همه را در نظر گرفتم. با این حال، به رغم تمام سخنان مهربان او، هنوز مطمئن نبودم که بتوانم به او اعتماد کنم. او همسر دوم من بود پس از همه، و کلمات ارزان هستند. آیا او واقعا برای من بهتر یا بدتر خواهد بود؟ خارج از، او هر نشانه ای را که او واقعا به من عاشق بود - به طور مداوم با من بوسه بوسه کردن - و هر زمان که ما در عموم بودیم، دستم را گرفت و دستش را به اطرافم گذاشت و انگشتانم را از میان برد موی من. این خیلی گیج کننده بود. وقتی من با دنیس ازدواج کردم، هرگز در مورد این موارد نگران نباشید. او داشت زمانی که من چیزی نداشتم ازدواج کردم، پس وفاداری او مشکوک بود. اما بعد از اینکه من اولین میلیون نفر را ساختم دلار، او باید یک پیشگویی تاریک داشته باشد، و از من پرسید که چرا من نمیتوانم کار عادی انجام دهم ساخت یک میلیون دلار در سال؟ در آن زمان یک سوال مضحک به نظر می رسید، اما در آن زمان هم همین طور بود روز خاصی، هیچ کدام از ما نمی دانستیم که در کمتر از یک سال من یک میلیون دلار در هفته ایجاد کنم. و Send feedback History Saved Community
  • ۹۷/۱۰/۰۷
  • saeed saeedi

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی