برای من تعجب، به جای آسانسور در ساختمان به لابی مصرف و هزینه های نیمه خالص من
ارزش در دو سوسیس و کک، هم پیدا کردم خودم صعودی به پنت هاوس با علامت
هانا کنار من ایستاده. مقصد ما رستوران پنج ستاره به نام بالای Sixes، بود که
در چهل و یکم کف ساختمان اداری بود. این بود که در آن نخبگان به خوردن محل ملاقات که در آن
اربابان جهان می تواند در martinis و داستان جنگ ارز blitzed دریافت کنید.
لحظه ای ما را به رستوران، پا لوئیس maître d' ادم بیکار و تنبل عجولانه-مارک، تکان دادن دست خود را
با خشونت و گفتن او چه فوق العاده آن این بود که او را در چنین یک بعد از ظهر دوشنبه با شکوه. علامت گذاری به عنوان
او پنجاه که من تقریبا زبانم خود را فرو برد باعث تضعیف و لوئیس طلیعه ما به
گوشه جدول با مشاهده افسانه منهتن فوقانی سمت غرب و جورج واشنگتن
پل.
مارک در لوئیس لبخندی زد و گفت: "ما دو Absolut martinis، لوئیس، را راست بالا. و سپس ما را
در دو "— او نگاه خود را ضخیم دیده بان رولکس طلا —" دقیقا هفت و نیم دقیقه و سپس
هر پنج دقیقه تا زمانی که یکی از ما عبور آوردن آنها باشید."
لوئیس راننده سرشونو تکون دادن. "البته آقای هانا. این استراتژی عالی است."
من در علامت لبخند زد و گفت، در تن بسیار apologetic "متأسفم، اما من، اوه، بنوشند." سپس من
تبدیل به لوئیس. "شما فقط من زغال می تواند را. که خوب خواهد شد."
که اگر من فقط به حال مرتکب جرم لوئیس و مارک بدل به نگاه. اما همه گفت که مارک بود "آن خداست
روز اول در وال استریت; او زمان بدهد."
لوئیس نگاه من فشرده لب او و راننده سرشونو تکون دادن شدت. "که کاملا قابل درک است. است
بدون ترس; به زودی به اندازه کافی شما یک الکلی می شود."
مارک nodded در توافق. "خوب گفت، لوئیس، اما آوردن او مارتینی به هر حال، تنها در مورد او
ذهن خود را تغییر می دهد. بدتر می آید به بدترین، من خودم نوشیدن آن کنید. "
"عالی، آقای هانا. شما و دوست خود imbibing امروز و یا فقط می شود خوردن?"
چه فاک لوئیس صحبت بود؟ من تعجب می کنم. این سوال نسبتا مضحک بود با توجه به
ناهار بود! اما برای من تعجب آور، مارک لوئیس که او نه امروز که خوردن می گفت فقط من
خواهد بود، در آن نقطه لوئیس من دست منو و به بهانه های ما رفت. لحظه ای بعد که من پیدا کردم
رتبهٔ دقیقا چرا نمی شود مارک خوردن، زمانی که او را در جیب کت و شلوار کت خود بیرون کشیده
ویال کک unscrewed بالا و غوطه ور در یک قاشق کوچک. او scooped توده درخشان از طبیعت
مهار کننده های اشتها قوی ترین--یعنی، کوکائین — و او را در زمان خروپف غول تا راست و سوراخ بینی خود را.
سپس او تکرار می روند و Hoovered یکی بالا چپ او.
من شگفت زده شد. نمی توانستم باور آن! درست اینجا در رستوران! اساتیدی از
جهان! از گوشه چشم من نگاه اطراف رستوران برای دیدن اگر هر کسی متوجه شده بود.
ظاهرا هیچ کس تا به حال و در نگاهی به گذشته، من مطمئن شوید که آنها گه به هر حال داده اند نیست. پس از
همه آنها مشغول گرفتن whacked ودکا و اسکاچ و جین و بوربن و هر چه بود
مواد دارویی خطرناک آنها با حقوق دریافت wildly متورم تهیه کرده بود.
"بفرمایید," گفت: مارک، من امپول کک عبور. "بلیط های واقعی در وال استریت; این و
- ۹۷/۰۹/۲۲