saeedlimu

  • ۰
  • ۰

duis

کلیک کنید

من لبخند زد احساس از غرور و خجالت. "که شما فروشنده بزرگ گفت من?"

"استیون شوارتز پسر است که شما را استخدام. او گفت: شما تن به تن او سهام حق در مصاحبه شغلی. "

مارک chuckled در آن. "او تحت تاثیر قرار گرفته بود. من به تماشای برای شما گفت:."

"بله، من عصبی او قرار بود به من استخدام. بیست نفر صف برای مصاحبه، بنابراین وجود دارد

من figured من بهتر انجام کاری شدید — می را برداشت. " من شانه های من شانه ای بالا انداخت.

"او به من نیاز دارید آن را پایین کمی، هر چند تن گفت."

مارک smirked. "بله، خوب آن را بیش از حد تن نیست. فشار باید در این کسب و کار است.

مردم قادر به خرید سهام نیست; آن را به آنها فروخته می شود. تا کنون که فراموش نکنید." او متوقف شد، اجازه دادن به سخنان او از فرو رفتن

اید "به هر حال، آقا Scumbag بیش از وجود دارد حق در مورد یک چیز بود: اتصال خورد. من آن را انجام

هفت ماه است، و من هر روز به خودم می خواستم. بنابراین من به شما در راز کوچک اجازه "— و او

صدای او به کاهش conspiratorially — "شما تنها برای اتصال وانمود. شما خاموش در هر قرص نان.»

او لبخند زد و winked سپس مطرح صدای او را به حالت عادی بازگشت. "من اشتباه می کنید; من می خواهم شما را به تصویب

چون من پول کردن آنها را من به عنوان بسیاری که ممکن است، متصل می شود. اما من نمی خواهم شما را به شکاف خود را

مچ بیش از آن، چون من نفرت چشم خون. " او دوباره winked. "بنابر بسیاری از معافیت. برو به

حمام و حرکت تند و سریع خاموش اگر شما را به. که چه من بود، و آن را مانند یک افسون برای من کار می کرد. دوست داری

حرکات تند و سریع, راست فرض میکنم?"

من کمی عقب سوال گرفته بود اما به عنوان من می خواهم بعد یاد بگیرند، boardroom وال استریت است هیچ

جایی برای تعارفات نمادین. کلماتی مانند گهی و دمار و حرامزاده و خراش به عنوان مشترک به عنوان شد

بله و نه و شاید و لطفا. گفتم: "بله،, اوه, حرکات تند و سریع دارم. منظور من چه مرد نیست،

درست است؟"

Nodded او، تقریبا رها. "خوب، که به خوبی واقعی است. حرکات تند و سریع کلید است. و من به شدت

زیرا که شما شماره گیری سریع تر، که خوب است را توصیه به استفاده از مواد مخدر به خصوص کوکائین

برای من." او متوقف شد، به عنوان اگر در جستجوی بیشتر کلمات حکمت اما ظاهرا کوتاه آمد. "خوب،

که درباره آن، "او گفت. "که دانش من به شما حال حاضر بیان می شود. خوب، تازه کار را انجام دهد.

یک روز شما حتی در این نگاه و خنده; که بسیار من به شما قول می." او یک بار دیگر لبخند زد

و سپس در زمان مقر قبل از تلفن خود را.

لحظه ای بعد زنگ، اعلام کرد که بازار باز کرده بود فقط صدا. من در نگاه من

سازمان دیده بان Timex, خریداری شده در JCPenney برای دیگران چهارده هفته گذشته. 9-سی در بینی است. آن

4 مه سال 1987 اولین روز من در وال استریت بود.

فقط پس از بیش از بلندگو آمد صدای LF راتسچیلد مدیر فروش، استیون شوارتز.

"خوب، آقایان. آینده صبح نگاه قوی و جدی خرید از آینده در

توکیو." استیون تنها سی و هشت ساله بود اما او تا به حال بیش از 2 میلیون سال گذشته ساخته شده است. (دیگر

استاد جهان.) وی افزود: "ما دنبال آن هستید در پاپ ده نقطه در فضای باز،"، "پس از ضربه

تلفن و راک اند رول!"

و درست مانند آن اتاق به دوزخ شکست. پا پرواز کردن رومیزی آمد; وال استریت

مجلات دور بودند واصل شده در سطل زباله; shirtsleeves به آرنج نورد شد; و یک به یک

کارگزاران تلفن های خود را برداشت و شروع به شماره گیری. من خودم گوشی را برداشت و شروع به شماره گیری بیش از حد.

  • ۹۷/۰۹/۲۲
  • saeed saeedi

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی