"خوب،" گفت: ماهی قرمز در تنگ scumbag. "در حال حاضر، قوانین زمین اینجا هستند: بدون استراحت, هیچ وجود دارد
تماس های شخصی، روز بیمار هیچ، هیچ دیر آمدن و بدون loafing کردن. شما سی دقیقه برای ناهار "—
او متوقف شد اثر — "و شما بهتر است در زمان، زیرا پنجاه نفر را در انتظار
میز خود را اگر شما موضوعی."
او به قدم زدن و همانطور که من به دنبال یک قدم عقب تر، صحبت هیپنوتیزم توسط هزاران نارنجی
قیمت سهام دیود چوبکشی مخالف در مانیتور کامپیوتر خاکستری رنگ بود. در مقابل
اتاق دیوار بشقاب شیشه ای بیش از midtown منهتن نگاه. تا پیش من دولت امپراتوری می تواند را ببینید
ساختمان. آن را بالاتر از همه چیز، به افزایش به آسمان و آسمان خراش ظاهری towered. این بود
چشم به صورت چاپگر، منظره ای ارزشمند از استاد جوان از جهان. و، در حال حاضر، این هدف به نظر می رسید
بیشتر و بیشتر دور.
"به شما حقیقت را بگو،" sputtered اسکات "من شما را به برای این کار برش حال فکر نمی کنم. شما شبیه
بچه و وال استریت هیچ جایی برای بچه ها. این مکان برای قاتلان است. مکانی برای مزدوران. تا در آن
حس شما خوش شانس است که استخدام حوالی نیستم." او اجازه رتبهٔ chuckles چند نکته جالب.
من کمی لب من و چیزی گفت. سال 1987, و yuppie تشکرها مانند اسکات به نظر می رسید به قانون
جهان. وال استریت است میان بازار گاو نر مواج و میلیونرهای تازه ضرب شد
حال تف کردن یک سکه ده. پول ارزان بود و یک پسر به نام مایکل Milken بسته بود
چیزی به نام "اوراق قرضه،" که راه رفت و شرکت های بزرگ امریکا مورد تغییر کرده آن
کسب و کار. آن زمان از حرص و آز لجام گسیخته در زمان بیش از حد گستاخ بود. دوران yuppie بود.
همانطور که ما با نزدیک میزش، کینه جویی yuppie من تبدیل شده به من و گفت: "من به آن دوباره، اردن می گویم: تو
پایین پایین. حتی تماس گیرنده سرد هنوز شما; اتصال شما." Dripped تحقیر کردن
واژه. "و تا شما سری هفت عبور اتصال خواهد کل جهان خود را. و این است
چرا شما پایین تر از سفیدی برکه هستند. مشکلی که دارید?"
"مطلقا نه،" من پاسخ داد. "چون من کمتر از تالاب تفاله این کار کامل برای من است." من
گناه شانه ای بالا انداخت.
بر خلاف اسکات، من ماهی قرمز که من احساس افتخار به او خیره شد در من جستجو شبیه نیست
چهره ام را برای طنز. من در سمت کوتاه، هر چند، و در سن بیست و چهار من هنوز نرم
پسر مانند ویژگی های یک نوجوان. این نوع چهره است که آن را سخت برای من به یک بار ساخته شده بود
بدون ماکرو اس دی گرفتن. من تا به حال سر پر از موهای قهوه ای روشن پوست زیتون صاف و جفت بزرگ آبی
چشم. روی هم رفته بد-به دنبال ندارد.
اما زمانی که من بود به او گفتم که من کمتر از تالاب سفیدی احساس افسوس، من به اسکات دروغ گفتن بود. از point
واقعیت، من بود. مشکل این بود که من فقط به حال اجرا ریسک کسب و کار اول من به زمین و من selfesteem
به زمین با آن اجرا شده بود. این سرمایه گذاری آن به گوشت شده بود و
صنایع دریایی و زمان آن بود بر من خودم در پایان الاغ کامیون بیست و شش بود
اجاره--که من شخصا تضمین کردند و همه که در حال حاضر در پیش فرض شد. بنابراین بانک ها
بود بعد از من برخی از زن متخاصم از امریکن اکسپرس بود — ریشو، سه hundredpounder
صدای او — که شد تهدید به شخصا پا زدن الاغ من اگر من نمی پرداخت. من تا به حال
تغییر شماره تلفن من در نظر گرفته است، اما من تا کنون پشت بر روی قبض تلفن من که NYNEX بود
بعد از من بیش از حد.
- ۹۷/۰۹/۲۲