در عرض چند دقیقه، همه قدم زدن مورد خشمگینانه و gesticulating طور افراطی و به فریاد
خود را سیاه و سفید تلفن، که ایجاد سر و صدا بزرگ. این اولین بار بود شنیدم سر و صدا از دیوار بود
Boardroom خیابان، که صدا مانند سر و صدا از اراذل و اوباش. آن صدا را هرگز فراموش کنم صدا است که
زندگی من را برای همیشه تغییر دهید. صدای مرد جوان با حرص و آز و جاه طلبی را فرا گرفته بود،
قلب و روح رتبهٔ برای صاحبان کسب و کار ثروتمند خود را تبادل در سراسر امریکا.
"Miniscribe سرقت لعنتی در اینجا، است" فریاد زد yuppie چاق رو به تلفن خود را. او
بیست و هشت بود و او تا به حال عادت کک مواج و درآمد ناخالص از 600.000 $. "کارگزار خود در
غرب ویرجینیا? مسیح! او ممکن است در چیدن سهام معدن زغال سنگ خوب اما آن دهه هشتاد در حال حاضر است. The
نام بازی است با تکنولوژی بالا!"
بروکر دو میز بر فریاد زد "دهه پنجاه پنجاه هزار ژوئیه کردم!".
"آنها از پول هستید!" فریاد می زدند: یکی دیگر.
"من در یک تجارت غنی گرفتن نیست" سوگند یاد کارگزار به مشتری خود را.
"شما شوخی می کنید؟" اسکات جامعی را در گوشی خود. "پس از من من کمیسیون با شرکت تقسیم و
دولت من نمی تواند غذا توله سگ را در کاسه سگ من قرار داده! "
هر چند کارگزار می اسلم تلفن خود را در پیروزی و سپس پر کردن بلیط فروش و
راه رفتن به سیستم لوله های هوا است که به ستون پشتیبانی نصب شده بود. او می چسبد
بلیط در استوانه شیشه ای و پخش آن را sucked در به سقف. ساخته شده از آنجا بلیط خود
راه به میز معامله طرف دیگر ساختمان که در آن این می شود جایگزین به کف
بورس اوراق بهادار نیویورک برای اعدام. تا سقف شده بود به اتاق را برای کاهش
لوله, و به تحمل در سر من به نظر می رسید.
توسط ده ساعت، مارک هانا سه سفر به ستون پشتیبانی ساخته شده بود و او را بود
دیگر. او چنان صاف بر روی گوشی آن boggled که ذهن من به معنای واقعی کلمه. این بود که اگر او بود
همانطور که او را پاره پاره خود کره چشم کردن مشتریان خود عذرخواهی. "آقا اجازه من می گویند این" مارک گفت: به
رئیس شرکت فورچون 500. "من خودم در پایین این مسائل پیدا کردن غرور و افتخار. و من
هدف نه تنها راهنمای شما به این شرایط اما به شما به عنوان راهنمای است." او تن تا نرم شد
و دلپذیر است که تقریبا خواب آور است. "من یک دارایی به شما برای مدت طولانی؛ می خواهم به یک دارایی است
کسب و کار شما — و به خانواده خود را. "
دو دقیقه بعد علامت در سیستم لوله با سه ماهه-میلیون دلار بود برای اینکه سهام خرید
نام مایکروسافت. من تا به حال نشنیده مایکروسافت قبل از، اما آن را مانند یک شرکت کاملا شایسته صدا.
به هر حال، مارک کمیسیون تجارت 3،000 $ است. من تا به حال هفت دلار در جیب من.
توسط دوازده ساعت گیج بودم و من گرسنه بود. در واقع بودم گیج و گرسنه و عرق کردن
فراوان. اما مهمتر از همه، من قلاب شده بود. توانا سر و صدا از طریق اعضای داخلی بسیار من آور است و
با هر فیبر بودن من طنین انداز است. من می دانستم که من می تواند این کار را انجام دهد. من می دانستم که من می توانم آن را درست مثل علامت انجام
هانا آن، احتمالا حتی بهتر بود. من می دانستم که من می تواند صاف به عنوان ابریشم.
- ۹۷/۰۹/۲۲